چرا حجاب ؟

به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد // معاون سازمان سیا :‌ فعلاً پروژﻩای که بخواهیم فکر کنیم ایران مثل عراق است، منتفی است؛ برویم ببینیم آیا مـﻰتوانیم ایـﻦها را بـﻰغیرت کنیم! // شهید مطهری: کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد // توجیه گری بدترین آلت شیطان است // طبق فتوای تمامی مراجع تقلید استعمال طلا (زرد و سفید) برای مردان حرام است

نکته دان حجاب
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٦  

هر انسانی یک بعد شخصیتی داره و یک بعد جنسیتی. زن بی حجاب با جنسیت خود وارد جامعه می شود؛ از طرف دیگر مردان هم برخی با جنسیت خود وارد جامعه می شوند و برخی با شخصیت خود. در تقابل دو گروه از زنان و مردانی که با جنسیت خود در جامعه حضور یافته اند، این مردان هستند که بر زن غلبه پیدا می کنند. زیرا جنسیت مرد از جنسیت زن قوی تر است و سود جو تر ... !

در یکی از شعر های مولانا چنین تعبیری از زن و مرد وجود دارد: زن آتش است و مرد آب. هرگاه آب و آتش بدون حجاب مقابل هم قرار بگیرند آب بر آتش غلبه خواهد کرد و آن را خاموش می کند؛ اما اگر این دو با حجاب در مقابل هم قرار بگیرند این آتش است که آب را می جوشاند ... !

امام خمینی (ره) فرموده اند: اسلام نمی خواهد زن به عنوان یک شیء و یک عروسک در دست مردان باشد؛ اسلام می خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد.

امام خامنه ای فرموده اند: آیا جنایتی بزرگتر از این نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد و جلوه گری سرگرم کنند تا از او به عنوان وسیله استفاده کنند.

برهنگی ارزش زن را از بین می‏برد و او را تا حد یک کالا وجنس پست می‏کند و ارضای غریزه جنسی به معنی همگانی و همه‏ جایی‏ کردن مساله جنسیت نیست. زنی که تن و اندام خود را در معرض ‏دید می‏گذارد می‏خواهد با زنانگی خود جایی برای خود در دل‏ها یا شخصیت‏ها بیابد نه انسانیت‏ خود . وقتی کار به اینجا می‏کشد که‏ دیگر بر زن نه به عنوان یک موجود دارای شخصیت و هویت‏ بلکه از اجزای بدن او صحبت می‏آید و از س*ک*س بودن سر و سینه و پای زن ‏چنان بحث می‏شود که از مزه گوشت گردن و قلوه گاو و ران گوسفند . بزرگترین لطمه به خود زن وارد شده است.

بی‏بند و باری در پوشش، بی‏بند و باری در تحریک است و بی‏بند و باری در تحریک بنیاد خانواده را متلاشی می‏کند. غریزه‏ جنسی یکی از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است . اما پس از ازدواج هرچه زمان می‏گذرد ، نقش غریزه جنسی در حفظ دوام‏ خانواده کمتر می‏شود و به جای آن نقش عشق تفاهم و وفاداری در بقای خانواده بیشتر می‏شود . باید گفت که بی‏لباسی ،عریانی و خود نمایی ، آفت زندگی خانوادگی است و در یک کلام‏ بی‏ حجابی ریشه درخت‏ خانواده را می‏خشکاند . . .

ضمنا یه خبر جالب: در شمال تهران از هر 3 ازدواج 1 مورد به طلاق ختم می شود ! به نظر شما چرا ؟


کلمات کلیدی: پسر ،دختر ،حجاب ،طلاق
 
سنگسار ثریا یا سنگسار اسلام ؟
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱٥  

وقتی فیلم سنگسار ثریا رو میدیدم توی هر سکانسش احساس کردم که به دین اسلام حمله میشه. تک تک سکانس های فیلم تکه سنگی بود که بر پیکر اسلام وارد می آمد. خواهش میکنم شما که ساعت ها پای شبکه های ماهواره ای میشینید و نقد و بررسی این فیلم کذایی رو تماشا میکنید چند دقیقه هم وقت بذارید و گوشه ای از حقایق رو بشنوید. کمی هم فکر کنید شاید آن شبکه ها دروغ بگن. چطوره که هر کی آخوند باشه دزده و دروغ میگه اما اگه فردی کراوات بزنه و خیلی شیک حلو دوربین بشینه و به دین شما توهین کنه یه روشنفکره؟ بدون اینکه ذره ای هم به او بدبین بشید. لااقل توی قضاوت ها کمی عادلانه برخورد کنیم. حقایق حکم سنگسار رو بیان میکنم. هر کس میخواد قبول کنه هر کسی هم نمیخواد سرشو بکنه زیر برف!

بسیاری از احکام دینی از سنت پیامبر (ص) استنباط می‌شود نه از قرآن کریم. مثلاً اینکه سگ نجس است حکمی است که همه فقهاء اسلامی قبول دارند ولی در قرآن به آن اشاره‌ای نشده است. حکم رجم هم از همین قبیل است و از سنت پیامبر (ص) استنباط و نقل شده است.

حکم سنگسار مخصوص کسانی است که  در حالی زنا کنند که: اولاً متأهل و دارای همسر باشد و ثانیاً به همسر خود دسترسی داشته باشد و می‌تواند با او آمیزش جنسی داشته باشد. مثلاً در سفر نباشد و یا دارای عذر دیگر که منافات با مسائل زناشویی باشد نداشته باشد. مانند عادت ماهیانه و یا ناشزه بودن همسر یا عنین بودن مرد و...

بعد از حصول این شرایط اگر این مرد یا زن متأهل برخوردار از همسر حلال و بی مانع، به گناه زنا آلوده شوند و در فضایی کاملاً آزاد چهار بار به این عمل خود اقرار کنند یا چهار شاهد عادل عیناً این عمل زنا را با خصوصیاتش ملاحظه و مشاهده کرده باشند و در محضر حاکم شرع گواهی دادند.

می‌بینیم که این حکم بگونه‌ای طراحی شده است که جز در موارد نادر قابل عمل و اجرا نیست و بسیار نادر اتفاق می‌افتد که چهار شاهد عادل عملی که معمولاً در خفا واقع می‌شود و کمتر اتفاق می‌افتد که یک انسان گنه‌کار در فضایی کاملاً آزاد و بدون درخواست کسی، خود چهار بار اقرار کند و عواقب عمل را هم بداند و حاکم هر بار او را سفارش کند که اقرار تو ممکن است اشتباه باشد و اگر دیگر اقرار نکنی و به چهار مرحله نرسد از تو دست خواهم کشید ولی در عین حال او خود چهار بار اقرار کرده و خود را برای عقوبت مهیا کند.

شاید در همه تاریخ اسلام هنوز چهار شاهد عادل عمل جنسی نامشروع دو نفر را به عینه مشاهده نکرده اند. با توجه به این که اسلام می فرماید: اگر یکی از این چهار شاهد عادل از شهادت خود برگردد سه نفر دیگر باید حد قذف (80 تازیانه) بخورند چرا که نسبت ناروا به مسلمان داده اند. و یا این که خود آنان چهار بار بدون اعمال فشار یا اجبار و در کمال آزادی و اختیار به آن اقرار کنند. در حالی که کسی جز با انگیزه دینی حاضر نیست که با زبان خود چهار بار اقرار آزاد داشته باشد که به این عمل غیر قانونی دست یازیده است تا این مجازات سنگین را تحمل نماید.

چرا اسلام چنین حکمی را وضع کرده است؟

برای فهم بعضی از مسائل دین اسلام چاره‌ای جز تصویر مجموعه این دین نیست اگر یک چشم زیبا را از بدن جدا کنیم نفرت‌آور است و اگر یک چشم را در مجموعه بدن ببینم بسیار زیبا و به جا خواهد بود مجموعه تعالیم اسلام مانند یک معما است اگر تأکید اسلام بر عرض و ناموس و حفظ عفت عمومی و امنیت خانوادگی و مسائلی از این قبیل را لحاظ کنیم آنوقت شرائط و مواقف سنگسار را هم ملاحظه کنیم، خواهیم دید که این حکم بسیار حکیمانه و عادلانه است. این قتلی است که به طرز مخصوصی صورت می‌گیرد تا احدی جرأت تعدی به نوامیس مسلمین را نداشته باشد.

البته اگر این مرد و زن مجرد باشند و با این شرایط رابطه نامشروع آنان ثابت شود باید هر کدام 100 ضربه شلاق را تحمل کنند.

پس فکر نکنید به محض اینکه کسی مورد اتهام زنا قرار گرفت بلافاصله او را سنگسار کرده یا شلاق می زنند این چیزی جز اوهام و بی خبری از حقایق احکام قضائی اسلام نیست.


کلمات کلیدی: سنگسار ثریا ،سنگسار
 
برگ هم زیباست !
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  

دفتر دسک دانشگاه را دست گرفت. گویا امتحان داشت. از خیابان عبور کرد. اصلا متوجه ماشین ها نبود! دنبالش کردم. از قدم هایش فهمیدم که چیزی در بیرون دانشگاه او را به طرف خود می کشد. قدم هایم را تندتر کردم تا از نگاهم گم نشود.حدسم درست بود...! داخل وضوخانه ی --- شد. نگاهی به آسمان انداخت، آهی کشید. گویا زیر لب چیزی را زمزمه می کرد. در حالی که وضو می گرفت، یک خانم با تیپ --- وارد شد. رفت جلوی آینه وضوخانه.

صحنه ای دیدم که برایم مهم تلقی شد؛ دوست داشتم آن را برای دوستانم بگویم:

وضویش که تمام شد، چادرش را پوشید. در طرف دیگر دختری بود که به حساب خودش، خودش را زیباتر می کرد تا شاید جلب توجه کند.

یکی به زیبایی ظاهرش می رسید و دیگری زیبایی دلش را صیقل می داد. یکی قصد در رضایت خالق داشت و دیگری سعی در رضایت مخلوق.

نمی دانم آیا او نمی دانست چه باید بکند؟ آیا او نمی دانست که کارش اشتباه است. آیا او نمی دانست که با این کارش نه تنها حق خود بلکه حق جامعه و حق خالق مان را ضایع می کند.

حجاب حق زن، همسر، جامعه و خالق است. اگر زن و همسر از حق خود بگذرند اما جامعه و خالق نمی گذرند. پس چرا اینجور خود را به چیزی که نهایتش جز گناه نیست سرگرم می کنند. ای کاش او بداند که چه باید کرد...!؟ ای کاش خودش این صحنه را می دید و ... .

دخترک را دوباره دنبال کردم ناگهان خم شد و برگ زردی را روی زمین برداشت. او به زیبایی برگ می نگریست، اگر چه زرد بود. او این زیبایی را می دید. کاش من جای او بودم. کاش من هم می توانستم از بین آنچه را که خالقم خلق کرده زیباترین را برگزینم، حتی اگر کوچکترین باشد. کاش من جای او بودم. کاش...

با تشکر از خانم سیده لیلا رمضانی

 


کلمات کلیدی: حجاب ،حضور زن در اجتماع