چرا حجاب ؟

به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد // معاون سازمان سیا :‌ فعلاً پروژﻩای که بخواهیم فکر کنیم ایران مثل عراق است، منتفی است؛ برویم ببینیم آیا مـﻰتوانیم ایـﻦها را بـﻰغیرت کنیم! // شهید مطهری: کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد // توجیه گری بدترین آلت شیطان است // طبق فتوای تمامی مراجع تقلید استعمال طلا (زرد و سفید) برای مردان حرام است

کمای فرهنگی ...
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۳  

چندی است که پدیده ای شوم بر پیکر زنان ایرانی خودنمایی می کند که نامش «ساپورت» و یا «لگ» (leg) است.

البته این از خاصیت های جامعه ی آوانگارد و مدپرست است که برای ذایقه سازی و هویت بخشی به پدیده های نو و گاها ناساز با فضای عمومی، اقدام به نامگذاری خاص بر روی آنها می کنند.

 اینکه چرا و چه کسی نام «جوراب شلواری» های سابق را «ساپورت» نهاده و اصلا این نام از خارج کشور همراه با این جوراب شلواری های رنگ آمیری شده وارد شده یا خیر، موضوع بحث ما نیست.

داستان از این قرار است که از زمستان 1391 برخی زنان خیابانی تهران در حرکتی کاملا مشکوک و سیستماتیک اقدام به پوشیدن جوراب شلواری هایی نمودند که منظره ی بدن نمای از زانو به پایین این پوشش ها قدری عجیب می نمود. 

 متاسفانه اقدامی در برخورد با این پوشش (که عملا شلوار را از زیر مانتو حذف کرده بود) از سوی هیچکدام از مبادی مسئول صورت نگرفت.

یکی از تحلیل های محتمل نیز این بود که حساسیت فضای پیش از انتخابات ریاست جمهوری و بهانه جویی دشمن برای شبطنت رسانه ای، دلیل جدی نگرفتن این آسیب اجتماعی می توانست باشد.

بهار 1392 از راه رسید و چشم مردم شهر منور به کوتاه تر شدن مانتوهایی شد که زیر آن هیچ برتن صاحبش نبود جز جوراب شلواری های سابق (که حالا نام ساپورت به خود گرفته بودند) و آرام آرام با حرکتی خزشی این ساپورت ها نه تنها آفتاب بیشتری به خود می دیدند بلکه رنگ ها و نقوش بیشتری را بر اندام باربی های تهرانی تجربه می کردند.

 گاهی یک ساپورت «رنگ پا» بیننده را به اشتباه می انداخت که نکند فقط یک پیراهن بر تن فلان زن است و دیگر هیچ!

 

این تصاویر در فضای عمومی شهر براحتی قابل مشاهده است

 

حالا این روزها..

ساپورت های رنگارنگ  خیابانهای شهر را فتح کرده اند.

اکنون به وفور دختران و زنانی در سطح شهر دیده می شوند که پیراهنی کشی و مجلسی را (که هیچ ربط و شباهتی به مانتو ندارد و صرفا پیراهنی است که تا نیمی از نشیمنگاه امتداد دارد) بر تن داشته و پوشش تمامی نیم تنه ی تحتانی بدن را برعهده ی ساپورت نازک و گاها رنگ بدن خویش گذاشته اند.

نگرانم..

نگران برهنگی فرهنگی... نگران فرهنگ برهنگی

اما چه می شود کرد ؛ با فروشندگان و وارد کنندگانی سود جو ؛ با مردمی بی تفاوت؛   با مسئولینی سیاسی کار ...

آقایان مسئول مطمئن باشید آن دنیا باید جواب بدهید کم کاری های امروزتان را ...

پروژه ی «حیازدایی» دشمن همچنان ادامه دارد و ما همچنان در غار اصحاب کهف خوابیم.

 حقیقتا صحنه های واقعی کف خیابانهای شهر در این روزها بسیار تکان دهنده است...

حاشا به غیرت برخی مسئولین...

 

با تشکر از سایت shonood.blog.ir