چرا حجاب ؟

به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد // معاون سازمان سیا :‌ فعلاً پروژﻩای که بخواهیم فکر کنیم ایران مثل عراق است، منتفی است؛ برویم ببینیم آیا مـﻰتوانیم ایـﻦها را بـﻰغیرت کنیم! // شهید مطهری: کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد // توجیه گری بدترین آلت شیطان است // طبق فتوای تمامی مراجع تقلید استعمال طلا (زرد و سفید) برای مردان حرام است

حراج احساسات پاک
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۸  

سلام، شمایی که تعداد دوست پسرات برات افتخارن، شمایی که فکر میکنی چه پسرا هستن که برات می میرن، شمایی که آرزو داری کاش منم مثل بقیه دخترا دوست پسر داشتم، شمایی که فکر میکنی چقدر افسرده و تنهایی و فکر میکنی با داشتن دوست پسر زندگیت عوض میشه اما قدر پدر و برادرت رو نمیدونی ... بدون که آخر کار به چیزی بهتر از اونی که ساناز رسید، نمیرسی! آره. متن زیر رو که دلنوشته ساناز هست بخون و ببین ارتباط آزاد و بی قید و شرط (حتی با اطلاع خانواده) با پسرای غریبه به کجا ختم میشه ... اونایی که یا شیفته ی اندام تو هستن، یا عاشق چشم و ابرو و لب و بینی عمل شده و نحوه ی آرایش تند تو ... و در نهایت تو رو بخاطر جسمت میخوان نه روحت، تو رو بخاطر زیباییت میخوان نه پاکیت، تو رو برای هوس خودشون میخوان نه احساس تو ... پاکی و حیا و احساس خودت رو ارزان نفروش، همین. یا علی

----------------------------------------

دوستت دارم ،فارغ از داشتنت

همه چی را به طور خلاصه و مفید می گم.

من تو خانواده آزاد بزرگ شدم یعنی زیاد تعصبی نیستیم دوستی دختر و پسر تقریبا برامون جا افتاده

هم پدرم تهرانیه هم مادرم و پدرم دربند حجاب و تعصبات خاص نیست الانم 6 ماه ساکن کرجیم.

پدرم چون خواهر تنی نداره من و خواهر 10ساله امو خیلی لوس بار آورده و همه چی در اختیارمونه بله من تا حالا کلمه نه را نشنیدم وما یه خانواده4نفره خوشبخت...بودیم(شاید اگه خانوادم به منم کلمه نه شنیدن و نخواستنو یاد می دادن این اتفاق نمی افتاد)

پدرم و تقریبا همه فامیل از دوستی من و علی خبر داشتن (آخه همه فامیله ما همه اتفاقا را برای هم می گن حتی دوستی دختر و پسراشونو!تو خانواده ما عادیه)بله من با اینکه در این خانواده بزرگ شدم خیلی چیزا را بهم یاد دادن.

-تمام ارزش دختر به پاکی وعفت اونه و تو دوستیش با پسر باید حواسشو جمع کنه و حد خودشو بدونه.

-از آزادی که داره درست استفاده کنه

من با مامانم و پدرم خیلی راحتم یه جورایی با هم دوستیم چیزی را از هم پنهان نمی کنیم.

من علیو خیلی دوست داشتم و دارم اما می خوام فراموشش کنم

می خوام خودمو عوض کنم.

من داغون شدم.من تو این 6 ماه آخر12 کیلو وزن کم کردم.عصبی شدم

.علی خوردم کرد علی بیشتر رابطه های کثیفشو برام تعریف می کرد

گفت بیشتر دخترا که باهاش بودنو از دوشیزه بودن محروم کرده

وای که چقد داغون شدم چه شبایی که تا صبح گریه کردم من با اینکه علیو دوست داشتم اما اجازه ندادم از حد خودش خارج شه.

من نمی تونم با علی زندگی کنم

من می خوام مرد زندگیم فقط به من تعلق داشته باشه

نمی تونم بشینم روبه روشو اون از رابطه هاش حرف بزنه!

نمی تونم یه عمر با شک و تردید زندگی کنم

علی عادت داره تو خیابان به همه دخترا یه چیزی بگه فرقم نداره من باشم یا نه حتی گفته که با هم ازدواج کنیم این عادتشو نمی تونه ترک کنه من نمی تونم این وضعو تحمل کنم

نمی تونم آره خب نمی تونم

ازم پرسیده بودید اگه مطمئن بودم علی با من ازدواج می کنه منم با هاش رابطه برقرار می کردم؟نه,من باهاش رابطه نداشتم می گفت من باورم نمی شه دختری رابطه نداشته باشه! من حتی اگه مطمئن بودم علی با من ازدواج می کنه بازم باهاش همینجوری برخرد می کردم.

علی عادت به ... (رابطه نامشروع) داره! نمی تونه با یه نفر باشه؟! شاید چون تو راهنمایی مادرشو از دست داده؟به قوله خودش از وقتی مادرش فوت کرد دیگه زیاد تو خونه نبود به خاطره خانم پدرش!!!

الان که فکر می کنم من اگه با علی ازدواج می کردم یک روزم نمی تونستم باهاش با این وضع زندگی کنم .

به علی زنگ زدم جواب نداد یا اگه جواب می داد حرف نمی زد تا با ایرانسل یکی از دوستام زنگ زدم ...خودش جواب داد...قطع کردم با گوشی خودم کلی زنگ زدم...بازم جواب نداد! تا بعد کلی زنگ زدن آقا می گه شما؟ آخ اگه پیشش بودم یه دونه میزدم زیر گوشش تا یادش بیاد من کی هستم؟!

اس ام اس دادببخشید اعصابم خورده فقط اسمتو اس ام اس کن؟

اس ام اس دادم خدافظ

علی:بدون سلام خدافظ

من:دیگه همه چی تمام شد

دیگه اس نداد کلی زنگ زد خواب ندادم

اس زدم:ساناز مرد.

می خواستم دلیله آلمان نرفتنشو توضیح بده این دفعه جواب دادم

گفت:تو منو می شناسی؟

گفتم:نه (چون الان فهمیدم هیچ شناختی ازش ندارم)

گفت:حرف بزن

سکوت ...

گفت: اتقدر خودتو عذاب نده

دیگه قطع کردم

اس داد آهان حالا فهمیدم خانم ؟ نیست رفته خونشون (خانم ؟ دانشجویه یه شهر دیگه اس) گوشی دست منه ببخشید آجی شمام مثل آجی منی

من در حال اس ام اس خواندن!!!شاخم درآمد

دوباره اس آمد:به صاحب خط چیزا نگی

دیگه هیچ خبری نشد...علی خودشو زد به اون راه! که من یکی دیگه ام!!! فکر کرده بعد شب تا صبح حرف زدن من صداشو نمی شناسم!!! من هیچی آخه دوستمم زنگ زده همین کار را کرده. بله علی بازم دروغ گفت می خوام فراموشش کنم.

----------------------------------------

لطفا در نظرسنجی وبلاگ شرکت نمایید


کلمات کلیدی: حجاب ،دوست دختر ،دوست پسر ،آزادی