هویت یک بانو

...سر شام می گویم که دارم به حجاب پوشیدن فکر میکنم و با ناباوری میبینم که آن ها با حالتی عصبی به همدیگر نگاه می کنند.

منتظر بودم برای تشویق من دم بگیرند و آواز بخوانند. نه اینکه دو چهره مضطرب را ببینم که به من خیره مانده اند.

-مـمـم، دلتون می خواست یه حلقه زبون بندازم؟

بابا چشمانش رو یک وری می چرخاند طرف من. مامان در حالی که چشم هایش را به عمد روی من قفل کرده است،جرعه ای از لیمونادش را می خورد.انگار تلاش میکند تا اگر من دارم شوخی می کنم، سر در بیاورد.

-عجب اشتیاقی

-باورم نمیشه که از این کار من حتی خوشحال هم نیستید! فکر میکردم هیجان زده میشید! ش ش ش! لااقل یکم حمایت بد نبود! دائما من رو تشویق می کنید تا بیشتر نماز بخونم و با من درباره معنوی شدن حرف می زنید؛اما با این همه ، چرا حالا که می خوام یه قدم دیگه بردارم خوشحال نیستید؟ مثل کاری که شما کردید، مامان! هاه؟

بابا با ناراحتی رو بر میگرداند و سرش را می خاراند. مامان آه می کشد، سپس به پشتی صندلی تکیه می دهد و دستم را میگیرد در دستانش.

-ما به تو افتخار می کنیم. اما این تصمیم بزرگیه عزیزم و تو دیگه در مدرسه هدایت نیستی. مک کلینز محیط متفاوتی داره. حتی ممکنه بهت اجازه این کار رو ندن.

-آره ، درسته! چطوری می تونن مانعم بشن؟ این به خودم ربط داره که بخوام این کار رو انجام بدم یا انجام ندم.

دارم طوری پیش میرم ، انگار که تصمیم خودم را گرفته باشم. هنوز این کار را نکرده ام، اما فکر اینکه ممکن است کس دیگری این فکر را از سرم بیرون بیاورد، چیزی را درون من تقویت می کند. نامش را هر چه می خواهی بگذار: لج بازی...یک دندگی...می سوزم که فکر کنم ممکن است حق انتخاب نداشته باشم.

-که چی؟ من میتونم از عهده مذخرفاتی که بقیه فکر میکنن و میگن بربیام...میخوام تلاشم رو بکنم...من هویتم رو میخوام ...نماد ایمان داشتن من. میخوام بدونم چطوری میشه این قدر قوی باشم که باهاش همه جا برم و محکم روی حق خودم برای پوشیدن اون وایسم...

( "بهم میاد؟!" ترجمه محسن بدره-ص 35)

/ 7 نظر / 18 بازدید
صادقی

می گویند کشور ما مهد دموکراسی و آزادی است می گویند کسانی که حقوق بشر را رعایت می کنه فقط ما هستیم(چون ما بودیم که کمک کردیم تا قریب ۲۰۰۰۰ کودک و زن و مرد را در فلسطین قتل عام کنند ) : ما نبودیم که تروریست هایی مثل داعش را بوجود آوردیم . پس شما دختر عزیز و با ایمان دیگه نباید ترسی داشته باشید !!!... اینرا هم بدان که هر زن عفيف و زيبايي دل پسند است پس آفرین به شما

بانوی مسلمان

سلام یکی نیست به اینا بگه بابا اینجا ایرانه . ایران اسلامی ! تک خوانی بانوان یعنی چی ؟ حرکات موزون یعنی چی ؟ کم کم دارم میترسم . ترس از دست دادن هویتم . ترس از دست دادن آزادی م . ترس لگدمال شدن عزت یک زن . ترس تبدیل شدن به یک عروسک [دلشکسته]

مارال

سلام.لطفا به وبلاگ منم سر بزنید و نظر دهید.ممنون[پلک]

امیرحسینـــــــــــــ . . .

بـوی نامت باز می پیچـد خیالم را به هم ، بس که زیبا ، شعرهایم خو گرفته با تــو ای عطر گلابستان عشق ... از راه می رسی و من باز هم عاشــق خواهم شد ؛ عاشقِ اشک ، عاشق اندوه ، عاشق ناله های نینوایی و عاشق نغمه های کــربلایی . . . بــــاز ایـــــن چــــه شـــــورش اســــت . . . ........................................................... اللــهم عــجل لـولیــک الــفـرج مــولانــا صــاحــب الــعصر و الــزمــانـــــــــــ . . . دلــهایــتان شــوریـده نـینــوا . . . یـازهــرا . . .

ایران حجاب

سلام سایت ایران حجاب اقدام به برگزاری مسابقه حجاب و عفاف نموده است لطفا در صورت صلاحدید پستی در وبلاگ خود قرار دهید و یا لوگوی مسابقه را در سایت خود بگذارید با تشکر http://www.iranhejab.ir/page/5/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C/

سیده زهرا

گله خداوند از بندگان : هنگامی که بنده ای از بندگان من سر به سجده می گذارد و دعا می کند ، من طوری به او می نگرم که گویی همان یک بنده را دارم ، اما بنده گان من طوری رفتار می کنند که گویی جز من هزاران خدا دارند .