چادر مایه ی آرامش!!!

چند روز پیش می خواستم برم خرید یکی از همکلاسی هایم از من خواست که همراهم بیاد و من هم قبول کردم.

این همکلاسی عزیز من از لحاظ پوشش و حجاب و حتی نوع رفتار، کاملاً با من متفاوت هست. البته این موضوع باعث نمی شود که من درباره اش فکر بدی کنم یا خدایی ناکرده نسبت بهش سوء ظنی داشته باشم.

javanenghelabi-ba-hejab-15

حالا تصور کنید من چادری و محجبه و دوستم با پوششی نا مناسب. با هم بیرون رفتیم. چشمتون روز بد نبینه، هر قدمی که بر می داشتیم یه متلک آبدار نثار ما می شد از بچه ی کوچیک گرفته تا آدم های مسن و من شدیداً آشفته و ناراحت شده بودم.

خلاصه گذشت و روز بعدش دوباره قرار شد که من بیرون برم. از قضا این همکلاسی بزرگوار دوباره از من خواهش کرد که باهام بیاد بیرون و منم قبول کردم اما این بار ازش خواهش کردم که یه بارم شده چادر بپوشه و بیاد، ایشون هم بدون هیچ مقاوتی پذیرفت.

این دختر همون دختر دیروزی با همون آرایش نا مناسب بود و تنها تغییری که کرده بود چادر سیاهی بود که روی شونه هاش انداخته بود. شاید باورتون نشه اما از متلک و حرفهای نیش و کنایه دار هیچ خبری نبود و ما با آرامش همه ی کارهامون رو انجام دادیم و برگشتیم.

شب با همکلاسیم صحبت کردم و ازش خواستم که اتفاقات دیروز و امروز رو با هم مقایسه کنه.

وقتی که خوب فکر کرد برگشت به من گفت: یعنی رفتار امروز بقیه بخاطر چادری بود که من فقط روی شونه هام انداخته بودم...؟!

وبلاگ پیشگامان حجاب

/ 7 نظر / 109 بازدید
حدیثه

واقعا عالی بود

آشنا

عالی احسنت من الله توفیق یاعلی

بی نام

[گل]وبلاکت عالی بود هرچند وبلاک من به خوبی وبلاک تو نمی شود ولی خوش حال می شوم به وبلاک من هم سر بزنی

فاطمه سادات

سلام وبلاگتون عالی بود.ایشاالله که وبتون روز به روز بهتر بشه و بازدید کنندگاه بیشتری داشته باشید یاعلی

Fatemeh

سلام امیدوارم خسته نباشید [گل]وبلاگ خیلی و پر محتوایی دارین [گل] خوشحال میشم به وب منم نظرتون بگین [گل]اگر با تبادل لینک موافق بودین خبرم کنید[گل]